بایگانی نویسنده: admin

درباره admin

تفاوت یک بیمار با یک سالم در تفاوت این دو است (!) سلامت از دید عموم رفتاری است که عمومیت بیشتر دارد و یک بیمار همیشه و در همه چیز متفاوت است. /امضا/یک‌ذهن‌بیمار

تکامل تا تکامل

انسان همیشه به واسطه‌ى ساخت ابزار نسبت به موجودات زنده‌ی دیگه برترى خاصى داشته و این ساخت ابزارها در هر دوره‌ى تاریخى، پیشرفت برجسته‌اى در سطح کیفى رو شاهد بوده بطورى که در هر کدوم از این گذارهای افزایش سطح، نوع انجام کار تغییرى نداشته اما کیفیت، سرعت و سادگى بیشتر و بهتر شده و همواره یک عامل به عنوان شروع کننده این انقلاب سطح کیفى، دخیل بوده.

براى بررسى بیشتر با یک مثال شروع میکنم:
انسان در ابتدا با مواد موجود در اطراف خودش شروع به ساخت ابزارها کرد. با ذوب کردن فلز و قالب‌گیرى تونست با اشکال مختلف ابزارهای مناسبى بسازه. براى بریدن چوب، اره رو ساخت و با این ابزار سرعت و کیفیت بریدن چوب بسیار زیاد شد. در اینجا فلز به عنوان عامل اصلی این گذار افزایش سطح نسبت به استفاده از سنگ و تراش دادن اون بوده.

کشف بزرگ
دوره‌های گذار زیادی در تاریخ رخ داده اما من سعی میکنم اون قسمتی رو یادآوری کنم که به نتیجه متن نزدیکتره.
یکى از بزرگترین عوامل در گذارهاى تاریخ، کشف الکتریسیته بود. با استفاده از الکتریسیته به نوعى تمامى ابزار موجود تغییر کیفى داشتن و به نوعى هزاران کسب و کار جدید در هر حوزه اى اتفاق افتاد. از ساخت اره برقى تا مسواک برقى!

دوره کنونى
استفاده از الکتریسیته براى محاسبه و ذخیره اطلاعات موجب اختراع کامپیوتر شد که به خودى خودش، عامل اصلى انقلاب اخیر تکنولوژى بود. کامپیوترها، ابزارى به عنوان عامل اصلى گذار افزایش سطح کیفى ابزارهای دیگر شدند. در چند دهه اخیر شاهد ابزارهاى کامپیوترى زیادى بودیم که تاثیر چشم گیرى در زندگى همه‌ی ما داشتن. مثلا اره‌هاى برقى که با آپشن‌هاى خاص خودشون انواع اشکال هندسى رو برش میزنن.
یکى از بزرگترین دستاوردهای این انقلاب حذف نیروى انسانى به عنوان کننده‌ی کار بود. اکثر صنعت‌ها به سرعت شروع به جایگزینى ابزارهاى کامپیوترى با نیروى انسانى پرهزینه کردند و اکثر کسب و کارهاى قدیمى قابلیت طراحى مجدد در مدل جدید رو پیدا کردن.
اما این این جایگزینى کافى نبود.

دوره‌ی گذار کنونى
ابزارهای پیشرفته‌تر نیازمند انجام کارهاى هوشمندانه بودند تا بتونن جایگزینى کامل با نیروى انسانى داشته باشن. اینجوری انسان به خیال خودش می تونه به انجام کارهاى مهم‌ترى برسه. این نیاز موجب بوجود اومدن عامل اصلى گذار حال حاضر، یعنى هوش مصنوعى، شد. اما این عامل تفاوت برجسته‌اى با عوامل گذارهاى گذشته داره. در حقیقت بر خلاف تمامى گذارها، ماده، انرژى و کلا فیزیکى نیست، بلکه یک نرم افزار در حال اجرا بر روى یک سخت افزاره. هوش مصنوعى بر اساس الگوریتم ها و روش هاى یادگیرى ماشین با استفاده از خوراک اطلاعات، مى تونه دقیق‌تر تصمیم گیرى کنه. بنابراین واحد (Currency) جدید و ارزشمندى با نام اطلاعات با اهمیت بیشترى نسبت به گذشته شکل گرفته.

تبدیل، تغییر و انتقال
در هر کدوم از این دوره‌های گذار، علاوه بر بوجود اومدن کسب و کارهای جدیدی که بوجود میان، اکثر کسب و کارهای قدیمی قابل تبدیل به نوع جدید خودشون هستن که حتی در اکثر موارد اگر صاحب کسب و کارهای قدیمی این انتقال رو انجام ندن محکوم به مرگن. حالا میشه عوامل این گذارها رو پیشبینی کرد و کسب و کارهای جدید رو پدید آورد و یا فضا رو برای انتقال کسب و کارهای قدیمی به نوع جدید محیا کرد.

چرک‌نویس
انسان همیشه به دنبال پیدا کردن یک ضابطه و رابطه و تعریف تمامی قوانین بر اساس اون بوده. اما همین قوانین همیشه تکامل پیدا کردن و هیچ‌وقت به چیز دقیق قابل تعریف و ثابتی نرسیده و در نتیجه پیشرفت کنونی حاصل تجربه هزاران سال زندگی و انتقال این تجربه به نسل بعد بوده. حالا یکی از اندیشه‌ها به این سمت کشیده شده که به جای تعریف یک الگوریتم برای تصمیم‌گیری و انجام کارها، بتونه تجربیات (اطلاعات)‌ رو به ماشین منتقل کنه. درسته که گوگل مپ میتونه با استفاده از نقشه دقیق و فاصله جاده‌ها بهترین و سریع‌ترین راه رو محاسبه کنه و بهتون پیشنهاد بده اما بهترین پیشنهاد اونیه که موقعیت، سرعت،‌ مسافت و مسیر افراد (با گوشی‌های داخل جیبشون)‌ زیادی که هر روز طی میکنن رو تحلیل کنه و بر اساس فراوانی بهتون ارائه بده، یعنی انتقال تجربه. 

درد

احساس درد دارم، از عمق وجودم. بخاطر امید واهى ملاقات عزیز از دست رفته. بخاطر تنهایى وجود یکایک ما.

بخاطر سگى که در کنار اتوبان در کنار جنازه ترکیده مادرش ایستاده بود.

بخاطر داشتن همین احساس.

و انسان بیچاره

انسان بیچاره
بخاطر داشتن احساس
حسرت از دست دادن لحظات گذشته، نوازش دست مادر، صدای چرخیدن کلید پدر، بوسه‌های روی گردن،‌ پچ‌پچ دوستت دارم‌های در گوش.
همگی این لحظات خواهند رفت و در یک چشم به هم زدن پایان، آغاز می‌شود. پایان یک کوتاهی.
و انسان چقدر بیچاره‌ست، که احساس دارد.
نشستن، صدای تند ضربان قلب، قطره عرقی میچکد.

فصل دوم : حیات ساده

گیاه

زمانی روی زمین، هنوز اکسیژن کافی برای شکل گرفتن حیات گونه‌هایی مثل ما وجود نداشت. گیاهان با عمل فوتوسنتز خودشون گازها و دی اکسید کربن جو زمین رو به اکسیژن تبدیل کردن تا حیات به اینجا برسه.

ادامه‌ی خواندن

فصل اول : وجود

مقدمه

من در شخصیتم فرد متدینی هستم، چون بهش نیاز دارم و این نوشته‌ها همواره بدور از هرگونه تفکر القایی، نتایج ساعت‌ها تفکرمه که احتمالا غلط و یا احتمالا درسته و خوشبختانه هیچکس نمیتونه اونا رو اثبات و یا رد کنه، چون هیچ‌چیز مشخص نیست حتی مشخص بودن همین جمله. تنها هدفم از انتشار اینه که حتی یک لحظه از دید دیگری به این تجرببات نگاه کنید. حالا چرک‌نویس‌های چالش‌های فکری خودم رو در قالب یک مجموعه منتشر میکنم که این پست فصل اولشه. لطفا نظراتتون رو در موردش بگید تا بتونیم به دیدهای بهتری دست پیدا کنیم.

ادامه‌ی خواندن

داستان Code Champion

امشب سعید ازم پرسید که ایده Code Champion از کجا اومد؟ با خودم گفتم این داستان کوتاه رو اینجا بگم شاید واسه شما هم جالب باشه.

یادمه یه باگ توی اتباکس پیدا شده بود که چند روز باهاش دست و پنجه نرم میکردیم و بقول معروف پا نمیداد. یه شب حدودای ساعت ۳ بود و داشتیم به جواب نزدیک میشدیم. وقتی با پویا تو فیستایم صحبت میکردم بهش گفتم که آهنگ استار وارز رو آماده کن که وقتی باگ فیکس شد پخشش کنیم (بقول شعار خود Code Champion، وقتی یه کد حماسی مینویسید نیاز به یه آهنگ حماسی دارید). وقتی تست کردیم باگ هنوز وجود داشت. من گفتم کاش صدای دارث ویدر رو میذاشتیم که میگفت You failed me again admiral . همون شب باگ فیکس شد و ساعت ۳ نصفه شب با هم آهنگ استار وارز رو گوش کردیم :))

بعد از اون پویا گفت نظرت چیه اینو یه پکیج کنیم واسه Sublime Text تا هم خودمون بتونیم استفاده کنیم هم بقیه. یه جورایی که چیز جالبه. این شد که این پکیج رو واسه Sublime Text حاضر کردیم و بطور متن‌باز هم رو گیت‌هاب منتشرش کردیم. به تازگی هم روی Package Control واسه نصب راحت‌تر اضافه شد.

حالا شما میتونید وقتی یه کد حماسی نوشتید واسه رفع خستگی سرود ملی‌پوشان رو گوش کنید :))

جهان هولوگرافیک

یه دسته جدید درست کردم برای معرفی کتاب.

به طور کلی من اونجور که شایسته و بایسته هست کتاب نمیخونم ولی به شدت علاقه دارم و وقتی شروع کردم بعیده زود کنار بذارم. سعی میکنم تجربیات خودم در مورد کتابهایی که خودم و میخونم رو از این طریق باهاتون به اشتراک بذارم.

تقریبا خیلی از دوستام وقتی اسم این کتاب میاد یاد من میوفتن. اوایل دانشگاه تقریبا تولد همه بهشون کادو میدادم. یکی از کتاب هاییه که تقریبا دید خوبی بهم داد از دنیا.

 

جهان هولوگرافیک، نظریه‌ای برای توضیح توانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته‌ی مغز و جسم

book1

کتاب از مفهوم هولوگرام شروع میکنه و به مفاهیم و نظریه‌های گسترده‌تری کشونده میشه. از داستان‌های عجیب و غریبی که در دنیای مادی رخ میده و پیدا کردن توجیه‌های فیزیکی در راستای کلی نظریه بگیرید تا نتایج آزمایش‌های دانشمندان بر روی ذهن و عملکرد بدن. مطالب کتاب گویای این مطلبه که درک ما از دنیایی که میبینیم درکی از پوست یک میوه‌ست و ذهن و مغز ما در حال شبیه‌سازی دنیا بر اساس درک ظاهری خودشه و مفهوم هولوگرام بودن دنیا یعنی هر جز از دنیا، کل اون رو در خودش داره.

معجزات نه بر خلاف طبیعت که برخلاف آنچه ما از طبیعت میدانیم روی می‌دهند.

مایکل تالبوت (نویسنده کتاب) تو دنیا آدم پر سر و صداییه و کلا به افراط گرایی معروفه. ولی جمع آوری مطالب در این کتاب و سمت و سو دادن بهشون واسه اندیشه‌هایی که دیوید بوهم (دانشمند فیزیک) و کارل پریبرام (متخصص فیزیولوژی اعصاب) سالها قبل پرورش داده بودن واقعا کار ستودنی‌ای هست. در کل علاقه من به این کتاب مخفی کردنی نیست. داریوش مهرجویی (کارگردان مطرح ایرانی) هم این کتاب رو ترجمه کرده که از خودن متن ترجمه بیشتر از تماشا فیلم‌هاش لذت خواهید برد!

نظریه هولوگرافیک بودن خود جهان نه تنها واقعیت‌های ملموس زندگی ما را در بر می‌گیرد، بلکه می‌تواند پدیده‌های حیرت‌آوری همچون تلپاتی، نیروهای فراطبیعی انسان، وحدت کیهانی، درمان‌های معجزه‌آسا و … را توضیح دهد.

تالبوت تمام مطالبی که بهش اشاره میکنه با دلیل و منبع به کتاب‌ها، تجربیات و نتایج آزمایش دانشمندان در حوزه‌های مربوطه‌ست. پس اگه واستون سواله که توجیه خیلی از اتفاقات عجیب مثه معجزات و یا چرایی و چیستی واکنش‌های عجیب دنیای مادی چی میتونه باشه این کتاب رو مطالعه کنید. دید منطقی‌تری بهتون میده.

همچنین من از طریق این کتاب با کتاب‌های زیاد دیگه‌ای در همین موضوع آشنا شدم که کم کم اونا رو هم معرفی می‌کنم.

تغییر

هر لحظه از عمر متوجه تغییرم در اون لحظه میشم. مدام تغییر میکنم. به انواع شکل های مادی و غیر مادی.

همچنان درگیر گرداب های ذهنم.

خیلی بعد

بعد از پست قبلی مشغول کارای اعزام به خدمت شدم و رفتم. هشت ماهی میشه برگشتم. اتفاقاتی که بین قبل رفتنم تا الان رخ داد رو توی یه پست تو وبلاگ اتباکس نوشتم. اینکه اتباکس چیه و چه اتفاقاتی افتاد رو اونجا بخونید. طراحی صفحه اول سایتم رو هم پویا واسم تغییر داد. از این به بعد سعی میکنم تجربه های خودم رو دوباره بنویسم. از تجربیات فنی تا زندگی و تجارت و کسب و کار.