بایگانی دسته: تحلیل

طنزپردازان (۱)

بیشتر خاطراتی که تو ژانر طنز دارم برمیگرده به اثرهای قبل از دهه ۴۰ چاپلین.مردی که بقول مارتین سیف:چاپلین فقط بزرگ نبود،او غولی بود.چاپلین واقعا بزرگترین هنرمند عرصه طنز بود اما این به اون معنی نیست که بزرگانی چون لورل و هاردی و یا هاردلوید رو به فراموشی بسپاریم اما به جرات می توان گفت که چاپلین در کارهای صامت خود موفق ترین فرد بوده است.

  • چاپلین

کفش بزرگ،ولگردی،کلاه و عصا،پاهای باز رو به بیرون،راه رفتن غیرعادی،سبیل هیتلری،همه و همه از صفات چاپلین بود که هر کسی با شنیدن نام او چنین صفاتی را در ذهن خود مجسم میکند.

Charlie Chaplin

مفهوم و هدف

همیشه اهداف خاصی در پشت فیلم های چاپلین علاوه بر طنز و خنداندن وجود داشت.اهدافی که سعی کرده همیشه موقعیت و شرایط آن زمان رو بنمایش در بیاورد و بگوید که چه وضعیتی در گوشه های شهر که ما نمیبینم وجود دارد!

مثلا در فیلم Modern Time ما در سکانس اول شاهد Fade شدن تصویر جمعیت انبوه مردم و  جمعیت انبوه گوسفندان هستیم.از مقایسه این دو تصویر می توان به نزدیک شدن رفتار انسان ها با حیوانات در عصر جدید پی برد؛که چگونه مردم همانند گوسفندانی که برای خروج از طویله عجله میکنند (و بقول معروف گله ای خارج می شوند )برای خروج از مترو تلاش میکنند.

Modern Time 1936

و یا تلاش انسان برای کمتر کار کردن و جایگزینی دستگاه ها: در پلانی چند نماینده شرکتی را میبینیم که دستگاه اختراع شده شرکت خود که وظیفه غذا دادن به کارگرها را به عهده دارد برای رئیس شرکت به نمایش میگذارند.

به نمایش گذاشتن هر چه بهتر صحنه ها

عکسی از پشت صحنه Gold Rush 1925

چقدر زیبا از دست دادن عقل بیگ جیم رو بر اثر گرسنگی به تصویر کشید.چقدر با اشتها کفش پخته شده خودش رو مثله غذا خورد.بند ها رو مثله ایپاگتی هورت کشید و چقدر زیباتر با میخ های کفش مثله استخوان رفتار کرد!و یا رقص با چنگال و سیب زمینی!

Gold Rush 1925

چاپلین فقط یک طنزپرداز نبود،او یک نخبه بود!

مبحث طنز

بعضی از پلان های طنز چاپلین درکه واقعا با توجه به خلاقیتش،شاهکار است.

به عنوان مثال برای روشن کردن سیگار در خط مقدم،سیگار را بالای سنگر نگه داشته و سیگار براثر شلیک گلوله دشمن روشن می شود.

و یا دنبال کردن چاپلین توسط سگ ها در فیلم زندگی سگی.

از این قسمت اثرهای چاپلین نمونه های زیادی وجود دارد که به ذکر همین دو نمونه بسنده میکنیم.

  • Hangover

و حال در زمان معاصر در عرصه طنز دیگر با چنین شخصیت هایی روبرو نشده ایم اما در این عرصه گاه  فیلم هایی به روی پرده می روند و واقعا جذاب و دیدنی هستند و بقول معروف با دیدنشان روده بر میشوید(!).از این نوع فیلم های طنز می توان به Hangover اشاره کرد.فیلمی که در سال ۲۰۰۹ توسط جان لوکاس و اسکات مور نوشته شد و واقعا یکی از بهترین فیلم های طنز در این چندسال اخیر است.وجود شخصیتی به نام آلن با آشفتگی خاص که تقریبا یک روانی به تمام معناست!

Hangover 2009

داستان از این قرار است که ۴ جوان که یکی متاهل(Phil)،یکی در یک رابطه دوستی(Stu)،یکی مجرد (Alan) و دیگری در حال ازدواج (Doug) تصمیم به خوشگذرانی در وگاس در شب قبل از مراسم ازدواج Doug میگیرند.ماجرایی که برای این چهار نفر اتفاق می افتد بسیار جالب و جذاب و خنده‌آور است.

در مقایسه طنزهای امروزی با اثرهای چاپلین به این نتیجه می رسیم که امکان دارد که از لحاظ طنز هر دو اثر به یک اندازه جذاب باشند اما هرگز نباید فراموش کرد که اثرهای چاپلین بصورت صامت و با تصویر و موزیک با مخاطب ارتباط برقرار میکرده و اثرهای امروزه علاوه بر دو فاکتور قبل گزینه ای به نام صدا نیز دارا هستند.اگر بدقت بررسی کنیم متوجه می شویم که بیشتر قسمت طنز فیلم های طنز امروزی را دیالوگ شخصیت ها تشکیل می دهد در حالی که چاپلین با ادا و حرکات خود طنز را ایجاد میکرده.برتری دیگر اثرهای چاپلین اشاره به مفهوم خاصی درآمیخته با طنز می باشد در صورتی که در طنز های امروزه تنها هدف سازندگان طنز است.

چاپلین در اثرهای صامت خود بسیار موفق بود اما در اثر های غیرصامت نتوانست طنز را مانند اثرهای صامت خود به تصویر بکشد.با این حال از فیلم های بلند غیرصامت موفق او میتوان به دیکتاتوربزرگ اشاره کرد.در دید کلی باز ناتوانی چاپلین در طنز غیرصامت خود نقطه ضعفی به طنزهای امروزی است.

درکل از دید من هرگز نمیتوان طنز های امروزی را جایگزین اثرهای صامت چاپلین کرد!

[…]

اره؛آیا شما بودید پای خود را قطع میکردید؟

این دیالوگ واستون آشنا نیست؟

You don’t know me, but I know you

اینکه چرا اسمشو اره گذاشتن نمیدونم…شاید بخاطر این باشه که شخصیت اصلی تو قسمت اول پای خودشو بخاطر عشق به خانوادش با اره میبره!

saw I

بعد از بازبینی فیلم اره کمی به فکر فرو رفتم؛به اینکه آیا هدف جیمز وان از ساخت چنین فیلمی نشون دادن وحشت بوده یا میخواسته هدف خواستی رو به نمایش بذاره!از این سبک فیلم که نشه حوادث داستان رو حدس زد خوشم میاد،واقعا سبک ستودنی هست.مثلا از این سبک میشه به فیلم “و سپس هیچ نبود” و یا نمونه بازسازی شدش با عنوان “شکارچی ذهن” اشاره کرد!واقعا نویسنده داستان رو طوری پیش میبره که حدس ها دقیقا غلط دربیان!هیچ وقتم اونطوری نمیشه که فکر میکنی.تو این فیلم شخصی به نام جیگساو مرد پشت پرده داستانه!مردی که در قسمت اول فیلم فقط در سکانس های پایانی فیلم و اون هم بصورت گذرا میبینینش!شخصی که در کل داستان اره ۱ باهوشترین کاراکتره!هیچ وقت نمیتونی فکرشو بخونی،همیشه نقشه هاش درست در میان،از انتخاب قربانی ها هدف خاصی داره و یک طراح بزرگ بازی!

جیمز وان

هدفش چی بود؟اینکه به زندگی قربانی هایی که هدفی نداشتن هدف ببخشه؟اینکه بگه هر کسی لیاقت زندگی رو نداشته؟اینکه یکی از قربانیای معتادش اونو ناجی خطاب کنه؟اینکه یکی اونقدر خانوادشو دوست داشته باشه که پاشو با اره قطع کنه؟اینکه ترس رو به تصویر بکشه؟یا اینکه معما طرح کنه؟یا اینکه این اجازه رو بخودش بده که خودش رو ترسناکترین فیلم خطاب کنه؟هدف چیه؟آیا واقعا هدف اینهاست؟

اره 1

حالا چی میخوام بگم؟اینکه منم این فیلمو دیدم؟اینکه دل و جرات دارم؟ نه بابا!ماجرا این نیست.میخوام بگم وقتی یه فیلمو حتی برای سرگرمی میبینیم،کمی به اهداف پشت پرده هم فکر کنیم.به اینکه نویسنده و کارگردان میخوان چه افکاری رو به نمایش بگذارن؟اینکه تا آخر داستان یه قاتل همیشه با فکر برترش پیروزه یا اینکه پلیس در دستگیریش عاجزه و اینکه قربانیاش همیشه مغلوبن مگر اینکه کاری رو که میخواد بکنن،آیا اینا افکار درستن؟

اره۱ برخلاف نسخه های بعدیش خشونت خیلی کمی داره،فیلم از ابتدا با یه بازی شروع میشه و آخرش هم گیم اور میشه؛یه فرد باهوش بازی رو مدیریت میکنه و سعی داره که به زندگی قربانیانش که هرکدوم گناهی رو مرتکب شدن هدف ببخشه،و این هدف بخشیدن محقق نمیشه مگر با قرار دادن قربانیان رودرروی همدیگه در یه بازی خطرناک و انجام ریسک دوئل!

بطوری که وقتی مخاطب غرق در داستان میشه همش این فکرو میکنه که اگه تو این موقعت بود چه میکرد!دیدن این سری فیلم ها رو به افرادی که ناراحتی قلبی و یا روح لطیفی دارن به هیچ وجه توصیه نمیکنم نه اینکه بگم دلم سنگه،خودم وقتی سکانسای خشن و چندش آورش میرسه جلوی چشمامو میگیرم(!)…اما در کل میشه گفت که سبک مجموعه فیلم های اره سبکی جدید و منحصر بفرده!

خفه میشوم و دیگر هیچ…