بایگانی دسته: وب‌نوشته

و انسان بیچاره

انسان بیچاره
بخاطر داشتن احساس
حسرت از دست دادن لحظات گذشته، نوازش دست مادر، صدای چرخیدن کلید پدر، بوسه‌های روی گردن،‌ پچ‌پچ دوستت دارم‌های در گوش.
همگی این لحظات خواهند رفت و در یک چشم به هم زدن پایان، آغاز می‌شود. پایان یک کوتاهی.
و انسان چقدر بیچاره‌ست، که احساس دارد.
نشستن، صدای تند ضربان قلب، قطره عرقی میچکد.

فصل دوم : حیات ساده

گیاه

زمانی روی زمین، هنوز اکسیژن کافی برای شکل گرفتن حیات گونه‌هایی مثل ما وجود نداشت. گیاهان با عمل فوتوسنتز خودشون گازها و دی اکسید کربن جو زمین رو به اکسیژن تبدیل کردن تا حیات به اینجا برسه.

ادامه‌ی خواندن

فصل اول : وجود

مقدمه

من در شخصیتم فرد متدینی هستم، چون بهش نیاز دارم و این نوشته‌ها همواره بدور از هرگونه تفکر القایی، نتایج ساعت‌ها تفکرمه که احتمالا غلط و یا احتمالا درسته و خوشبختانه هیچکس نمیتونه اونا رو اثبات و یا رد کنه، چون هیچ‌چیز مشخص نیست حتی مشخص بودن همین جمله. تنها هدفم از انتشار اینه که حتی یک لحظه از دید دیگری به این تجرببات نگاه کنید. حالا چرک‌نویس‌های چالش‌های فکری خودم رو در قالب یک مجموعه منتشر میکنم که این پست فصل اولشه. لطفا نظراتتون رو در موردش بگید تا بتونیم به دیدهای بهتری دست پیدا کنیم.

ادامه‌ی خواندن

داستان Code Champion

امشب سعید ازم پرسید که ایده Code Champion از کجا اومد؟ با خودم گفتم این داستان کوتاه رو اینجا بگم شاید واسه شما هم جالب باشه.

یادمه یه باگ توی اتباکس پیدا شده بود که چند روز باهاش دست و پنجه نرم میکردیم و بقول معروف پا نمیداد. یه شب حدودای ساعت ۳ بود و داشتیم به جواب نزدیک میشدیم. وقتی با پویا تو فیستایم صحبت میکردم بهش گفتم که آهنگ استار وارز رو آماده کن که وقتی باگ فیکس شد پخشش کنیم (بقول شعار خود Code Champion، وقتی یه کد حماسی مینویسید نیاز به یه آهنگ حماسی دارید). وقتی تست کردیم باگ هنوز وجود داشت. من گفتم کاش صدای دارث ویدر رو میذاشتیم که میگفت You failed me again admiral . همون شب باگ فیکس شد و ساعت ۳ نصفه شب با هم آهنگ استار وارز رو گوش کردیم :))

بعد از اون پویا گفت نظرت چیه اینو یه پکیج کنیم واسه Sublime Text تا هم خودمون بتونیم استفاده کنیم هم بقیه. یه جورایی که چیز جالبه. این شد که این پکیج رو واسه Sublime Text حاضر کردیم و بطور متن‌باز هم رو گیت‌هاب منتشرش کردیم. به تازگی هم روی Package Control واسه نصب راحت‌تر اضافه شد.

حالا شما میتونید وقتی یه کد حماسی نوشتید واسه رفع خستگی سرود ملی‌پوشان رو گوش کنید :))

تغییر

هر لحظه از عمر متوجه تغییرم در اون لحظه میشم. مدام تغییر میکنم. به انواع شکل های مادی و غیر مادی.

همچنان درگیر گرداب های ذهنم.

خیلی بعد

بعد از پست قبلی مشغول کارای اعزام به خدمت شدم و رفتم. هشت ماهی میشه برگشتم. اتفاقاتی که بین قبل رفتنم تا الان رخ داد رو توی یه پست تو وبلاگ اتباکس نوشتم. اینکه اتباکس چیه و چه اتفاقاتی افتاد رو اونجا بخونید. طراحی صفحه اول سایتم رو هم پویا واسم تغییر داد. از این به بعد سعی میکنم تجربه های خودم رو دوباره بنویسم. از تجربیات فنی تا زندگی و تجارت و کسب و کار.

 

گیج

گیجم.

شاید،

حتما،

روزی صبح از خواب بیدار می شوم و این دغدغه که کثیری از مردم دنیا نداشته اند را ندارم.

روزی چشم میگشایم،به روی دنیایی که میخواهم،اگه وجود ندارد میسازمش.

اما نمیفهمم،چرا همیشه به یک دفعه؟!

همه دغدغه ها.

به کدامین صیغه مارا جام بلا میدهند و لیاقت مقرب بودن هم نداریم؟!

خدایا،گوشه چشمی به ما بیاندازی بیدار میشوم و با چشمهایم میبینم،آنچه را که به من هدیه کرده ای،هدیه ای که تمام عمرم منتظرش بودم.

هنوز از روی سطح زمینی که با سرعت ۱۶۷۰ کیلومتر در ساعت به دور خود میچرخد،نگاهم رو به سوی آسمان.

امید دارم.

ملاصدرا

“خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا،یتیمان را پدر می شود و مادر،ناامیدان را امید می شود،گمگشتگان را راه می شود،در تاریکی ماندگان را نور می شود،محتاجان به عشق را عشق می شود،خداوند همه چیز می شود و همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبانهایتان را از هر آلودگی در بازار و بپرهیزید از هر ناجوانمردی،ناراستی و نامردی.چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه،بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند،در دکان شما کفه های ترازوهایتان را میزان می کند،در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند!
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟!”