بایگانی دسته: سینما

Shining 1980

 

  • لوید: زن ها، موجوداتی که بدون اونها نمیشه زندگی کرد، و با اونها نمیشه زندگی کرد.

 

  • وندی: من باید برم تو اتاق و به این ماجراها فکر کنم!
    جک: تو تمام عمرت وقت داشتی که فکر کنی! با این چند دقیقه می‌خوای چیکار کنی؟

 

  • دیک: بعضی جاها مثل بعضی آدما هستن، بعضی درخشش دارن و بعضی نه!
  • تونی: حرف اقای هالوران رو به یاد بیار. این مثل عکسای یه کتابه. واقعیت نداره!

Terra Nova

Terra Nova

به ترانوا خوش آمدید.

کمی برای نقد سریال زوده؛اما خواستم یه پیشبینی کنم؛الان ثبت بشه بهتره!

بلاخره بعد از ماهها انتظار اپیزود اول سریال ترانوا پخش شد،سریالی که لقب بزرگترین سریال تاریخ امریکا رو بهش نسبت میدن و رد پای اسپیلبرگ و جی‌جی آبرامز درش دیده میشه.
این سریال سه‌شنبه ها پخش میشه و هماهنگ با اون دوست بسیار خوبم میلاد زیرنویس فارسی این سریال رو به اشتراک میذاره.شما میتونید بصورت هفتگی زیرنویس فارسی سریال ترانوا رو از سایت www.vmilad.com دانلود کنید.

سال ۲۱۴۹ میلادی؛جهان در آستانه فروپاشی محیط‌زیستی؛بیش از دو فرزند ممنوع؛دانشمندان فیزیک با ایجاد یک شکاف در فضا-زمان موفق شدن راهی به گذشته یعنی ۸۵ میلیون سال قبل پیدا کنن؛

پیشبینی من: در انتهای سریال انسان نسل دایناسور ها رو منقرض میکنه!!!
آره…همون عامل ناشناخته همیشگی منقرض شدن نسل دایناسورها،انسان ها هستن که با سفر به گذشته برای بقای خودشون اونا رو نابود کردن؛

حالا فقط باید بشینیم و چند سال این سریال رو نگاه کنیم تا ببینیم این پیشبینی درسته یا نه!

حرومزاده های بیشرف

افسرنازی؛ لاندا

نگاه کلی

خیلی جالبه! لغت ‌Basterd.یه نگاهی به پوستر های فیلم بندازین…تموم شخصیت های مثبت فیلم با صفت حرومزاده معرفی شدن..Brad Pitt is a basterd!

مثل همیشه،تکه تکه بودن فیلم،داستان غیرقابل پیشبینی،کشته شدن شخصیت های محبوب،توضیحات اضافه درباره فیلم همه و همه بیانگر سبک ترانتینو بود.

کارگردانی

  • عاشق سبک ترانتینو هستم.یعنی کلا از کسایی که خلاف جهت آب شنا میکنن خوشم میاد.یعنی هرچی از مغزش تراوش میکنه می سازه…واسش مهم نیست که کسی خوشش بیاد یا نه…مهم اینه که حرفشو میزنه.
  • کل داستان برداشتی آزاد از شخصیت های جنگ جهانی دوم هستش.البته داستان با چیزی که در تاریخ اتفاق افتاد سنخیتی نداره اما ترانتینو ژانر جنگ جهانی دوم رو از حالت کلیشه ای خارج کرد و این ستودنیه.(یعنی همیشه همین کارو کرده:دی)
  • فیلم با یک منظره زیبا در یکی از روستاهای پاریس شروع میشه و ما شاهد یک هلوکاست کوچیک در ابتدای فیلم هستیم. همچنین مثله همیشه استفاده از سبک کارگردانی وسترن در شروع فیلم دیده میشه.
  • شخصیت ها-از تیپ و قیافه بگیر تا لهجه- به دقت انتخاب شدن.
  • بیش از ۸۰ درصد فیلم با زیرنویس انگلیسی پخش میشه این یعنی تقدم زبان ها رعایت شده و هر شخصیت به زبان خودش صحبت میکنه!

شخصیت ها

تقریبا داستان کلی روی محور افسر لاندا و یه دختر یهودی با نام سوشانا و گروهی با نام حرومزاده های یا Basterd میچرخه.

  • افسرلاندا

افسر لاندا یه افسر نازی معروف به “شکارچی یهودیها” در برهه زمانی جنگ جهانی دوم هستش که یونیفرمش پره از ستاره صلیبی.

  • سوشانا

سوشانا یه دختر یهودی هستش که در اول فیلم از دست لاندا فرار میکنه.

  • حرومزاده ها

سردسته این گروه براد پیت هستش که یه گروه کامل از افرادی که در کشتن نازی ها تبحر دارن رو تشکیل داده.این گروه به حدی نفوذ کرده که هیلتر از شنیدن نام این گروه بشدت عصبانی میشه.حرومزاده ها پوست سر نازی ها رو به نشونه امضای خودشون میبرن.از اعضای اصلی این گروه میشه از  Hugo نام برد که ۱۳ تا افسر های ارشد گشتاپو رو کشته بود.

شخصیت محبوب : افسر لاندا  Col. Hans Landa

داستان

داستان فیلم مربوط به بازه زمانی فتح پاریس توسط نازی ها در جنگ جهانی دوم هستش و مثله کارای قبلی ترانتینو متحیر کنندست!داستان دقیقا اونجوری پیش میره که فکر نمیکنید! معمولا فیلم سازی از روی داستانی که پایانش معلومه یه اشکال در داستان محسوب میشه.اما ترانتینو با استفاده از شخصیت های داستان معروف و تاریخی جنگ جهانی دوم داستانی رو به تصویر کشید که در هیچ داستانی قابل بیان نیست.داستان داستان است،داستان نیست!:دی

خواستم چیزای بیشتری بنویسم اما این باعث میشد که داستان فیلم لو بره.به همین دلیل از این کار پرهیز کردم.

جمع بندی

یادمه که این فیلم رو بعد از فیلم Downfall با فاصله یه روز دیدم.قاعدتا تحت تاثیر فیلم قبلی که دقیقا در خلاف جهت این فیلم ساخته شده بود قرار داشتم.در دید کلی حرومزاده های بیشرف دقیقا به نقاط شیطانی هیتلر نگاه انداخته بود و تنها میخواست نازی ها رو شکارچیان یهودی ها نشون بده که خب زیاده روی در هر کاری اشتباست و میبایست به همه زوایا،چه خوب و چه بد،پرداخت.البته این داستان مورد توجه سازندگان سناریو اصلی شکار یهودیان در جنگ جهانی دوم قرار میگیره.

در کل فیلم حروم زاده های بیشرف رو فیلم خوبی از جهت کارگردانی و داستان،بدون درنظر گرفتن شخصیت های واقعی فیلم- یعنی فکر کنید که شخصیت ها رو واقعا نمیشناسید- میدونم.

Shaun The Sheep

وقتی بچه بودم علاقه زیادی به کارتون نداشتم؛نه اینکه نگاه نمیکردم!تنها برنامه هایی که نگاه میکردمPink Panther،Popeye،cat dog،Tom & Jerry،Pat & Mat و تنسی تاکسیدو…امروزه با پیشرفت هنر انیمیشن و کارتون سازی و خلق شخصیت های جدید،کارتون ها مخاطبین زیادی حتی از گروه بزرگسال رو جذب میکنه.اما باز هم هیچ چیز جای کارتون های قدیمی و آموزنده و اغلب خمیری خودمون رو نمیگیره.

اما چندسالیه که کارتونی با نام Shaun The Sheep ساخته و پخش میشه که واقعا قشنگه!شخصیت های این کارتون شامل یه گله گوسفند،یه سگ،دو اردک،یک گربه،سه خوک و یک صاحب خونه خنگ!

شخصیت های جذاب و داستان های جالب کارتون رو واقعا دیدنی کرده…

Shaun The Sheep

Do for others more than you do for yourself

book of eli

حیفم اومد،فیلم رو ببینم و چیزی در موردش ننویسم.باتوجه به حرفایی که ازش شنیده بودم و نقدهایی که ازش خونده بودم از اول تا آخر بدقت فیلم رو نگاه کردم.از دیالوگ ها گرفته تا علامت ها…هیچوقت فکرشو نمیکردم اینطور تموم شه!

آلن و آلبرت هوگس تونستن بعد از خیلی از فیلم های آخرزمانی که تا کنون ساخته شدن یک اثر تاثیر گذار از خودشون بنمایش بذارن.فیلمی با فیلم نامه قوی،اکشن،معمایی و درنهایت با هدفی زیبا…

یادمه چندی پیش فیلم Contact  محصول سال ۱۹۹۷ رو بازبینی میکردم.در سکانس های پایانی جودی فوستر در نقش یک دانشمند دیالوگ بیادماندنی رو گفت : ایمان اثبات کردنی نیست،حس کردنیه…

در فیلم کتاب ایلای تقریبا چنین مبحثی به تصویر کشیده شده!

زمان آخرزمان فرا رسیده،جنگ رخ داده و نسلی جدید از انسان برروی زمین باقی مونده،هیچ نظم و یا سیستم دولتی وجود نداره،کسی چیزی از دین،کتاب و یا سخن الهی نمیدونه.و در این میان،فرد سیاهپوستی با نام ایلای تنها نسخه کتاب مقدس رو به همراه داره و با توجه به دیالوگ هاش کتاب رو توسط یک ندای درونی پیدا کرده و اون ندا اورو به غرب هدایت کرده،جایی که مردمانش لیاقت کتاب مقدس رو دارند و به او نوید سالم موندن در طول این سفر رو میده!ایلای در طول سفر ۳۰ ساله خود بعد از جنگ کتاب رو کم کم میخونه و در داستان فیلم با شخصیتی رو برو میشه که بدنبال کتاب مقدس میگرده چرا که تمامی نسخه های کتاب توسط مردم به آتش کشیده شده بود،چون اونو عامل جنگ میدونستند و تنها نسخه این کتاب در دست ایلای است.کارنیگ برای بدست آوردن کتاب از چنگ ایلای خیلی از انسان ها رو قربانی میکنه چون بقول خودش کلمات کتاب قدرتی در جذب مردم داره که سخنان خودش نداره،کتاب چیزی به مردم میده که خودش نمیتونه بده و اون چیز ایمانه!

ایلای چون میدونست که کارنیگ کتاب رو برای قدرت خودش میخواد نه هدایت مردم کتاب رو به اون نمیده و داستان پیش میره!

مردمان باقی مانده در زمین بدلیل زیاد بودن نور خورشید عینک میزنن در صورتی که هوا همیشه ابریه و حتی در بعضی از مواقع میبینیم که در داخل کافه و جایی که نور زیادی نیست عینک زدند که این میتونه روشی برای پنهان کردن چشم از دیگران و یا همون غریبگی انسان ها نسبت به همدیگه در آخرزمان رو بتصویر بکشه.

ایلای در پلان های نهایی فیلم به این اشاره میکنه که تاکنون به فکر زندگی کردن به روشی که از کتاب یادگرفته نیوفتاده و اون روش اینه که بیشتر به فکر دیگران باش تا خودت…

شالوده اصلی فیلم در دیالوگ های پایانی و آشکار شدنه هدف اصلی فیلمه که در اینجا بخاطر لونرفتن داستان اشاره ای نمیکنم.

اینکه ایلای بعد از جنگ توسط ندایی درونی کتاب رو پیدا میکنه و ندا اون رو به سمت غرب هدایت میکنه از اهدافیه که اکثرا در فیلم های هالیوودی آخرزمانی به تصویر کشیده شده،چرا کتاب در شرق پیدا شده و قراره به غرب برده بشه؟!

همچنین یکی از مهم ترین نکته ها انتخاب اسم ایلای برای شخصیت اصلی فیلم و نام Book Of Eli  که درصورت بازی با حروف اسم Eli  میتوان واژه Book Of Lie  به معنی کتاب دروغین رو ساخت!

این چندنکته از موضوعات پشت پرده ای فیلمه و اینکه برادران هوگس چقدر زیبا و جذاب مساله ایمان رو بتصویر کشیدن بیشتر خودشو نشون میده!

 

انتخاب با شماست؛باور نکنید یا باور کنید!

در پایان این شمایید که تصمیم خواهید گرفت که این داستان را باور کنید یا خیر!

یه دروغ و شاهکار بزرگ هالیوودی!فیلمی با عنوان The Fourth Kind (چهارمین نوع) محصول سال ۲۰۰۹ و ساخته شده از ویدئو ها و صدای ضبط شده از روانکاوی یه روان پزشک!

در ابتدای فیلم میلاجوویچ در نقش دکتر ابیگیل تایلر رو میبینیم که خودشو با نام واقعی معرفی کرده و توضیحاتی درباره ی فیلم میده،اینکه فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده،و حاصل ساعت ها مصاحبه و بررسی صدا و ویدئو های ضبط شده هستش.

خب اگه این فیلم رو ندیده باشید براتون سوال پیش میاد که در مجموع این فیلم درباره ی چیه؟

بصورت خلاصه میشه گفت درباره ی ارتباط موجودات فرازمینی با تعداد محدودی از افراد شهری در آلاسکاست.البته بنا گفته های دکتر ابیگل در مصاحبه موجودات فرا زمینی با همه انسان های روی زمین در ارتباطند و این ارتباط به چهار نوع تقسیم بندی میشه:

  • برخورد نوع اول : شما شی بیگانه ای را می بینید .
  • برخورد نوع دوم : زمانی است که مدرک مستندی از آن شی یا موجود داشته باشید مثل علائم دایره ها و …
  • برخورد نوع سوم : شما با آنها تماس پیدا می کنید .
  • برخورد نوع چهارم : برای انسان این برخورد می تواند وحشتناک ترین اتفاق در زندگیش باشد و زمانی اتفاق می افتد که آنها شما را ببینند و ببرند .

در اکثر پلان های حادثه ای و اضطراب آور ویدئو های تصویر برداری شده به همراه فیلم ساخته شده پخش می شن تا واقعی بودن فیلم بر اساس مستندات رو به تصویر بکشن.

ارتباط سومری ها با موجودات فرا زمینی در ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح!

خب کتیبه های پیدا شده از سومری ها و مشاهده شکل های تعجب آور از پرتاب موشک،موجودات عجیب و غریب و حتی موجوداتی در لباسهای فضا نوردی موردی تعجب برانگیز و نزدیک به واقعیته،بنا به محاسبات و مدارک موجود میشه اثبات کرد که در گذشته انسان ها با موجوداتی فرازمینی در ارتباط بودن و این قسمت از مستندات فیلم رو منکر نمیشم و تایید هم نمیکنم!

مستندات فیلم از اشیای پرنده و اتفاقات عجیب

به استفاده از جلوه های ویژه برای ساختن این تصاویر اعتقادی ندارم و این امکان رو میدم که تصاویر مستند واقعی باشن.از این گونه تصاویر بصورت مکرر ضبط شده و نمیشه منکر این ویدئو ها شد!

بزرگترین دروغ

در تصاویر مستند اواخر فیلم هیبنوتیزم شدن دکتر ابیگیل توسط دوست روانپزشکش برای ارتباط با موجودات فرازمینی رو میبینیم.این اتفاق بعداز ربودن دختر دکتر ابیگیل توسط موجودات ناشناخته رخ میده.در این ارتباط دکتر ابیگیل موفق به صحبت کردن با موجودات فرا زمینی به زبان انگلیسی میشه درصورتی که در ارتباطات فبلی این موجودات به زبان سومری صحبت کردند! (فرض بر اینکه انگلیسی هم بلدن)

صدایی که ما می شنویم همون صدای ضبط شده در مستنده و به قول کارگردان کاملا واقعی هستش!

در مکالمه انگلیسی بین دکتر ابیگیل و موجودات فرا زمینی،دکتر درخواست میکنه که دخترشو بهش برگردونن اما صدا میگه که دختر متعلق به اونه و در ادامه دیالوگ های زیر رو میشنویم:(بدلیل پایین بودن کیفیت صدا بعضی از کلمات نامفهومه که بجاش از … استفاده شد)

من ……. اراده من ….. متعلق به من …….. جهان …… من ….. پدر …. هستم . من …….. خدا ……. هستم . من ……… ناجی هستم.

در این مکالمه تصویر به طول کامل برفک داره،در ادامه مصاحبه دکتر ابیگل بعد از تمام این اتفاقات رو میبینیم که گزارشگر از دکتر میپرسه:

صدا گفت که من خدا هستم،نظرتون چیه؟

دکتر گفت که اونا ناامیدی کامل بودن و نمیتونستن خدا باشن و تنها وانمود میکردن خدا هستن!

خب برای تغییر در عقیده بیش از ۹۰% مردم جهان که به وجودی به نام خدا معتقند،نمایشه یه تیکه فیلم کافی نیست پس انکار کردن دکتر کاملا طبیعیه.اما گزارشگر چیزی درباره جمله آخر نپرسید!

من… ناجی هستم.

در چند دهه اخیر ما شاهد تلاش هالیوود برای بد نمایاندن چهره ناجی هستیم!ناجی ای که اکثر ادیان دنیا به آن اعتقاد دارند.از این تلاش ها هم میشه به پسر جهنمی،ناجی دنیا اشاره کرد که از اعماق جهنم توسط آزمایش های ماورایی هیتلر در جنگ جهانی دوم به این دنیا پاگذاشته!

برای تغییر دادن چهره خداوند این تیکه فیلم کافی نیست اما میتونه برای تغییر دادن چهره منجی برای آیندگان کافی باشه!

ادامه دادن این بحث بی فایدست…

در ادامه نظر شما رو به چند نقد این فیلم جلب میکنم:

یکی از منتقدین در Cinematical.com به نام Gilchrist می گوید: “من به اینکه این فیلم می تونه حقیقت داشته باشه احترام میذارم، من فکر میکنم که این فیلم به اندازه ی کافی متقاعد کننده بود که از اون یک نوع ترسناک – خنده دار بسازه”
یکی دیگر از منتقدین به نام Brad Brevet می گوید: “ولی فارق از اینکه این فیلم واقعی باشه یا نباشه… تمام اون به این وابسته هست که شما به چه چیزی معتقدید”
نیویورک پست به قلم Kyle Smith درباره ی این فیلم می نویسد: “نوع چهارم یک حقه ی هوشمندانه دارد نه بیشتر”
Marc Savlov در Austin Chronicle می گوید: “این، یک فیلم عجیب درباره ی مردمانی عجیب است که کارهای عجیبی می کنند”
نیویورک تایمز به قلم Stephen Holden می گوید: “امکان دارد بی مزه باشد، مزخرف پارانویایی باشد، اما بدترین ضعفش در ناتوانی برای ترساندن است”
لس آنجلس تایمز نیز یکی از تندترین نقدها را ایراد می کند: “آنها تلاش می کنند که واقعیت را از اتفاقات عجیب ایجاد کنند غافل از اینکه دارند چرند تحویل می دهند”

با این همه، گمانم بهترین نظر را آقای Brevet گفته است: تمام اون به این وابسته هست که شما به چه چیزی معتقدید؟

حرف آخر

بهتون پیشنهاد میکنم که حتما این فیلم رو ببینید و بقول کارگردان در پایان این شمایید که تصمیم خواهید گرفت که این داستان را باور کنید یا خیر!

طنزپردازان (۱)

بیشتر خاطراتی که تو ژانر طنز دارم برمیگرده به اثرهای قبل از دهه ۴۰ چاپلین.مردی که بقول مارتین سیف:چاپلین فقط بزرگ نبود،او غولی بود.چاپلین واقعا بزرگترین هنرمند عرصه طنز بود اما این به اون معنی نیست که بزرگانی چون لورل و هاردی و یا هاردلوید رو به فراموشی بسپاریم اما به جرات می توان گفت که چاپلین در کارهای صامت خود موفق ترین فرد بوده است.

  • چاپلین

کفش بزرگ،ولگردی،کلاه و عصا،پاهای باز رو به بیرون،راه رفتن غیرعادی،سبیل هیتلری،همه و همه از صفات چاپلین بود که هر کسی با شنیدن نام او چنین صفاتی را در ذهن خود مجسم میکند.

Charlie Chaplin

مفهوم و هدف

همیشه اهداف خاصی در پشت فیلم های چاپلین علاوه بر طنز و خنداندن وجود داشت.اهدافی که سعی کرده همیشه موقعیت و شرایط آن زمان رو بنمایش در بیاورد و بگوید که چه وضعیتی در گوشه های شهر که ما نمیبینم وجود دارد!

مثلا در فیلم Modern Time ما در سکانس اول شاهد Fade شدن تصویر جمعیت انبوه مردم و  جمعیت انبوه گوسفندان هستیم.از مقایسه این دو تصویر می توان به نزدیک شدن رفتار انسان ها با حیوانات در عصر جدید پی برد؛که چگونه مردم همانند گوسفندانی که برای خروج از طویله عجله میکنند (و بقول معروف گله ای خارج می شوند )برای خروج از مترو تلاش میکنند.

Modern Time 1936

و یا تلاش انسان برای کمتر کار کردن و جایگزینی دستگاه ها: در پلانی چند نماینده شرکتی را میبینیم که دستگاه اختراع شده شرکت خود که وظیفه غذا دادن به کارگرها را به عهده دارد برای رئیس شرکت به نمایش میگذارند.

به نمایش گذاشتن هر چه بهتر صحنه ها

عکسی از پشت صحنه Gold Rush 1925

چقدر زیبا از دست دادن عقل بیگ جیم رو بر اثر گرسنگی به تصویر کشید.چقدر با اشتها کفش پخته شده خودش رو مثله غذا خورد.بند ها رو مثله ایپاگتی هورت کشید و چقدر زیباتر با میخ های کفش مثله استخوان رفتار کرد!و یا رقص با چنگال و سیب زمینی!

Gold Rush 1925

چاپلین فقط یک طنزپرداز نبود،او یک نخبه بود!

مبحث طنز

بعضی از پلان های طنز چاپلین درکه واقعا با توجه به خلاقیتش،شاهکار است.

به عنوان مثال برای روشن کردن سیگار در خط مقدم،سیگار را بالای سنگر نگه داشته و سیگار براثر شلیک گلوله دشمن روشن می شود.

و یا دنبال کردن چاپلین توسط سگ ها در فیلم زندگی سگی.

از این قسمت اثرهای چاپلین نمونه های زیادی وجود دارد که به ذکر همین دو نمونه بسنده میکنیم.

  • Hangover

و حال در زمان معاصر در عرصه طنز دیگر با چنین شخصیت هایی روبرو نشده ایم اما در این عرصه گاه  فیلم هایی به روی پرده می روند و واقعا جذاب و دیدنی هستند و بقول معروف با دیدنشان روده بر میشوید(!).از این نوع فیلم های طنز می توان به Hangover اشاره کرد.فیلمی که در سال ۲۰۰۹ توسط جان لوکاس و اسکات مور نوشته شد و واقعا یکی از بهترین فیلم های طنز در این چندسال اخیر است.وجود شخصیتی به نام آلن با آشفتگی خاص که تقریبا یک روانی به تمام معناست!

Hangover 2009

داستان از این قرار است که ۴ جوان که یکی متاهل(Phil)،یکی در یک رابطه دوستی(Stu)،یکی مجرد (Alan) و دیگری در حال ازدواج (Doug) تصمیم به خوشگذرانی در وگاس در شب قبل از مراسم ازدواج Doug میگیرند.ماجرایی که برای این چهار نفر اتفاق می افتد بسیار جالب و جذاب و خنده‌آور است.

در مقایسه طنزهای امروزی با اثرهای چاپلین به این نتیجه می رسیم که امکان دارد که از لحاظ طنز هر دو اثر به یک اندازه جذاب باشند اما هرگز نباید فراموش کرد که اثرهای چاپلین بصورت صامت و با تصویر و موزیک با مخاطب ارتباط برقرار میکرده و اثرهای امروزه علاوه بر دو فاکتور قبل گزینه ای به نام صدا نیز دارا هستند.اگر بدقت بررسی کنیم متوجه می شویم که بیشتر قسمت طنز فیلم های طنز امروزی را دیالوگ شخصیت ها تشکیل می دهد در حالی که چاپلین با ادا و حرکات خود طنز را ایجاد میکرده.برتری دیگر اثرهای چاپلین اشاره به مفهوم خاصی درآمیخته با طنز می باشد در صورتی که در طنز های امروزه تنها هدف سازندگان طنز است.

چاپلین در اثرهای صامت خود بسیار موفق بود اما در اثر های غیرصامت نتوانست طنز را مانند اثرهای صامت خود به تصویر بکشد.با این حال از فیلم های بلند غیرصامت موفق او میتوان به دیکتاتوربزرگ اشاره کرد.در دید کلی باز ناتوانی چاپلین در طنز غیرصامت خود نقطه ضعفی به طنزهای امروزی است.

درکل از دید من هرگز نمیتوان طنز های امروزی را جایگزین اثرهای صامت چاپلین کرد!

[…]

اره؛آیا شما بودید پای خود را قطع میکردید؟

این دیالوگ واستون آشنا نیست؟

You don’t know me, but I know you

اینکه چرا اسمشو اره گذاشتن نمیدونم…شاید بخاطر این باشه که شخصیت اصلی تو قسمت اول پای خودشو بخاطر عشق به خانوادش با اره میبره!

saw I

بعد از بازبینی فیلم اره کمی به فکر فرو رفتم؛به اینکه آیا هدف جیمز وان از ساخت چنین فیلمی نشون دادن وحشت بوده یا میخواسته هدف خواستی رو به نمایش بذاره!از این سبک فیلم که نشه حوادث داستان رو حدس زد خوشم میاد،واقعا سبک ستودنی هست.مثلا از این سبک میشه به فیلم “و سپس هیچ نبود” و یا نمونه بازسازی شدش با عنوان “شکارچی ذهن” اشاره کرد!واقعا نویسنده داستان رو طوری پیش میبره که حدس ها دقیقا غلط دربیان!هیچ وقتم اونطوری نمیشه که فکر میکنی.تو این فیلم شخصی به نام جیگساو مرد پشت پرده داستانه!مردی که در قسمت اول فیلم فقط در سکانس های پایانی فیلم و اون هم بصورت گذرا میبینینش!شخصی که در کل داستان اره ۱ باهوشترین کاراکتره!هیچ وقت نمیتونی فکرشو بخونی،همیشه نقشه هاش درست در میان،از انتخاب قربانی ها هدف خاصی داره و یک طراح بزرگ بازی!

جیمز وان

هدفش چی بود؟اینکه به زندگی قربانی هایی که هدفی نداشتن هدف ببخشه؟اینکه بگه هر کسی لیاقت زندگی رو نداشته؟اینکه یکی از قربانیای معتادش اونو ناجی خطاب کنه؟اینکه یکی اونقدر خانوادشو دوست داشته باشه که پاشو با اره قطع کنه؟اینکه ترس رو به تصویر بکشه؟یا اینکه معما طرح کنه؟یا اینکه این اجازه رو بخودش بده که خودش رو ترسناکترین فیلم خطاب کنه؟هدف چیه؟آیا واقعا هدف اینهاست؟

اره 1

حالا چی میخوام بگم؟اینکه منم این فیلمو دیدم؟اینکه دل و جرات دارم؟ نه بابا!ماجرا این نیست.میخوام بگم وقتی یه فیلمو حتی برای سرگرمی میبینیم،کمی به اهداف پشت پرده هم فکر کنیم.به اینکه نویسنده و کارگردان میخوان چه افکاری رو به نمایش بگذارن؟اینکه تا آخر داستان یه قاتل همیشه با فکر برترش پیروزه یا اینکه پلیس در دستگیریش عاجزه و اینکه قربانیاش همیشه مغلوبن مگر اینکه کاری رو که میخواد بکنن،آیا اینا افکار درستن؟

اره۱ برخلاف نسخه های بعدیش خشونت خیلی کمی داره،فیلم از ابتدا با یه بازی شروع میشه و آخرش هم گیم اور میشه؛یه فرد باهوش بازی رو مدیریت میکنه و سعی داره که به زندگی قربانیانش که هرکدوم گناهی رو مرتکب شدن هدف ببخشه،و این هدف بخشیدن محقق نمیشه مگر با قرار دادن قربانیان رودرروی همدیگه در یه بازی خطرناک و انجام ریسک دوئل!

بطوری که وقتی مخاطب غرق در داستان میشه همش این فکرو میکنه که اگه تو این موقعت بود چه میکرد!دیدن این سری فیلم ها رو به افرادی که ناراحتی قلبی و یا روح لطیفی دارن به هیچ وجه توصیه نمیکنم نه اینکه بگم دلم سنگه،خودم وقتی سکانسای خشن و چندش آورش میرسه جلوی چشمامو میگیرم(!)…اما در کل میشه گفت که سبک مجموعه فیلم های اره سبکی جدید و منحصر بفرده!

خفه میشوم و دیگر هیچ…