بایگانی ماهیانه: آگوست 2010

محمد،نوری درخشان بود!

ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس ، چه سفرها کرده ایم .

چه سفرها کرده ایم .

 

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها ، چه خطرها کرده ایم .

چه خطرها کرده ایم .

 

اولین بار پدرم مرا با نوری آشنا کرد! با مردی که از جنس نور بود!کسی که با تمام وجود میخواند،با هر زبان میخواد،با عشق میخواند…وقتی خبر مرگش به گوشم رسید با تمام وجود،با عشق متاثر شدم!یادش بخیر..همین چند روز پیش بود که “ما برای ایران” را بازسازی کرد،یادش بخیر “گل مریم”…. یادش بخیر ” لانه سرد پرستو”…یادش بخیر “خطر کردن ها”….یادش بخیر “ایراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان”

خدایش بیامرزد.