بایگانی ماهیانه: دسامبر 2010

Shaun The Sheep

وقتی بچه بودم علاقه زیادی به کارتون نداشتم؛نه اینکه نگاه نمیکردم!تنها برنامه هایی که نگاه میکردمPink Panther،Popeye،cat dog،Tom & Jerry،Pat & Mat و تنسی تاکسیدو…امروزه با پیشرفت هنر انیمیشن و کارتون سازی و خلق شخصیت های جدید،کارتون ها مخاطبین زیادی حتی از گروه بزرگسال رو جذب میکنه.اما باز هم هیچ چیز جای کارتون های قدیمی و آموزنده و اغلب خمیری خودمون رو نمیگیره.

اما چندسالیه که کارتونی با نام Shaun The Sheep ساخته و پخش میشه که واقعا قشنگه!شخصیت های این کارتون شامل یه گله گوسفند،یه سگ،دو اردک،یک گربه،سه خوک و یک صاحب خونه خنگ!

شخصیت های جذاب و داستان های جالب کارتون رو واقعا دیدنی کرده…

Shaun The Sheep

Do for others more than you do for yourself

book of eli

حیفم اومد،فیلم رو ببینم و چیزی در موردش ننویسم.باتوجه به حرفایی که ازش شنیده بودم و نقدهایی که ازش خونده بودم از اول تا آخر بدقت فیلم رو نگاه کردم.از دیالوگ ها گرفته تا علامت ها…هیچوقت فکرشو نمیکردم اینطور تموم شه!

آلن و آلبرت هوگس تونستن بعد از خیلی از فیلم های آخرزمانی که تا کنون ساخته شدن یک اثر تاثیر گذار از خودشون بنمایش بذارن.فیلمی با فیلم نامه قوی،اکشن،معمایی و درنهایت با هدفی زیبا…

یادمه چندی پیش فیلم Contact  محصول سال ۱۹۹۷ رو بازبینی میکردم.در سکانس های پایانی جودی فوستر در نقش یک دانشمند دیالوگ بیادماندنی رو گفت : ایمان اثبات کردنی نیست،حس کردنیه…

در فیلم کتاب ایلای تقریبا چنین مبحثی به تصویر کشیده شده!

زمان آخرزمان فرا رسیده،جنگ رخ داده و نسلی جدید از انسان برروی زمین باقی مونده،هیچ نظم و یا سیستم دولتی وجود نداره،کسی چیزی از دین،کتاب و یا سخن الهی نمیدونه.و در این میان،فرد سیاهپوستی با نام ایلای تنها نسخه کتاب مقدس رو به همراه داره و با توجه به دیالوگ هاش کتاب رو توسط یک ندای درونی پیدا کرده و اون ندا اورو به غرب هدایت کرده،جایی که مردمانش لیاقت کتاب مقدس رو دارند و به او نوید سالم موندن در طول این سفر رو میده!ایلای در طول سفر ۳۰ ساله خود بعد از جنگ کتاب رو کم کم میخونه و در داستان فیلم با شخصیتی رو برو میشه که بدنبال کتاب مقدس میگرده چرا که تمامی نسخه های کتاب توسط مردم به آتش کشیده شده بود،چون اونو عامل جنگ میدونستند و تنها نسخه این کتاب در دست ایلای است.کارنیگ برای بدست آوردن کتاب از چنگ ایلای خیلی از انسان ها رو قربانی میکنه چون بقول خودش کلمات کتاب قدرتی در جذب مردم داره که سخنان خودش نداره،کتاب چیزی به مردم میده که خودش نمیتونه بده و اون چیز ایمانه!

ایلای چون میدونست که کارنیگ کتاب رو برای قدرت خودش میخواد نه هدایت مردم کتاب رو به اون نمیده و داستان پیش میره!

مردمان باقی مانده در زمین بدلیل زیاد بودن نور خورشید عینک میزنن در صورتی که هوا همیشه ابریه و حتی در بعضی از مواقع میبینیم که در داخل کافه و جایی که نور زیادی نیست عینک زدند که این میتونه روشی برای پنهان کردن چشم از دیگران و یا همون غریبگی انسان ها نسبت به همدیگه در آخرزمان رو بتصویر بکشه.

ایلای در پلان های نهایی فیلم به این اشاره میکنه که تاکنون به فکر زندگی کردن به روشی که از کتاب یادگرفته نیوفتاده و اون روش اینه که بیشتر به فکر دیگران باش تا خودت…

شالوده اصلی فیلم در دیالوگ های پایانی و آشکار شدنه هدف اصلی فیلمه که در اینجا بخاطر لونرفتن داستان اشاره ای نمیکنم.

اینکه ایلای بعد از جنگ توسط ندایی درونی کتاب رو پیدا میکنه و ندا اون رو به سمت غرب هدایت میکنه از اهدافیه که اکثرا در فیلم های هالیوودی آخرزمانی به تصویر کشیده شده،چرا کتاب در شرق پیدا شده و قراره به غرب برده بشه؟!

همچنین یکی از مهم ترین نکته ها انتخاب اسم ایلای برای شخصیت اصلی فیلم و نام Book Of Eli  که درصورت بازی با حروف اسم Eli  میتوان واژه Book Of Lie  به معنی کتاب دروغین رو ساخت!

این چندنکته از موضوعات پشت پرده ای فیلمه و اینکه برادران هوگس چقدر زیبا و جذاب مساله ایمان رو بتصویر کشیدن بیشتر خودشو نشون میده!