گیج

گیجم.

شاید،

حتما،

روزی صبح از خواب بیدار می شوم و این دغدغه که کثیری از مردم دنیا نداشته اند را ندارم.

روزی چشم میگشایم،به روی دنیایی که میخواهم،اگه وجود ندارد میسازمش.

اما نمیفهمم،چرا همیشه به یک دفعه؟!

همه دغدغه ها.

به کدامین صیغه مارا جام بلا میدهند و لیاقت مقرب بودن هم نداریم؟!

خدایا،گوشه چشمی به ما بیاندازی بیدار میشوم و با چشمهایم میبینم،آنچه را که به من هدیه کرده ای،هدیه ای که تمام عمرم منتظرش بودم.

هنوز از روی سطح زمینی که با سرعت ۱۶۷۰ کیلومتر در ساعت به دور خود میچرخد،نگاهم رو به سوی آسمان.

امید دارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *